ساعت نزدیک ۳ بعد از ظهر را نشان می دهد ٬‌آنقدر هوا سرد است و برای آنهایی که لباس گرمشان را داخل سالن کنسرت جا گذاشته اند بسیار سخت....

این صدای گوشی موبایلم است ٬ دوستان فنزی که در داخل هستند تماس گرفته اند و از پر شدن سالن خبر می دهند...ولی فکرش را نمی کردم که به این سرعت پر شود...

هنوز چند تا از وبلاگ نویسان موفق به وروود نشده اند که مرا وادار به منتظر ماندن کردند.

ساعت را که نگاه می کنم نیم ساعت دیگر هم گذشته... جناب آقای دکتر بو تورابی ٬ مدیر پرشین بلاگ هم تشریف آورده اند... آقای عموزاده خلیلی مدیر مسئول چلچراغ هم به استقبال ایشان آمده اند ... ولی همچنان صف ورود به سالن اصلی ( کنسرت ) ادامه دارد...

به هر زحمتی بود خودمان را جلوی در رساندیم...آقای دکتر هم که مثل همیشه با دیگران بودند و هم رنگ جماعت ٬ نتوانستند وارد سالن شوند که این در نوع خود می تواند جالب باشد که...

برای اثبات حق حضور حضار و دوستان وبلاگ نویس به سوی مسئولین رفتم و آنها هم راه را نشان دادند که از در ورودی مهمان ها به هر طریقی که نه آسان بود و نه بدون آرامش وارد شدیم.... ( البته تعدادمان کم شده بود... تعدادی از حضور منصرف شدند ... آقای دکتر هم تشریف بردند و خیلی های دیگر به خاطر شلوغی و برنامه ریزی دوستان آنجارا ترک کردند)

هر جوری بود وارد سالن اصلی شدیم... حالا کجا می شود نشست...درست است آنگوشه باید بایستیم و گاها بنشینیم...!

همان ابتدای مراسم که با حرکت آکروباتیک آغاز شد همه را جذب خود کرد و تا اهداي 14 نشان به 14 چهره‌ي منتخب  ( شجاعت، فرزانگي، خلاقيت هنري و ادبي، غرور ملي، محبوبيت و ... ) تمام آن هزار و چند صد نفر را مبهوت خود کرده بود...

در میان انتخاب ۱۴ چهره ی برتر می توان به آقایان کروبی ٬‌ابطهی ٬‌ ساعی ٬‌بهرام رادان ٬‌مهران مدیری ٬ بنیامین ٬ استاد قیصر امین پور و دکتر شریعتی و استاد بیات و ... و خانمها گلشیفته فراهانی ٬‌ باران کوثری ٬ خانم کوثری (مادر باران) و...که می توان به استقبال حاضرین از انتخاب خودشان اشاره کرد....

در میان برنامه هم این گروه محبوب سیروان بود که با اجرای چند آهنگ سالن را به وجد آورد.... در یک صحنه برق سالن برای چند دقیقه قطع شد که ناگهان صدایی به گوش رسید که می خواند: یار دبستانی من ...   ٬‌ حالا همه می خوانند.... بعضی ها هم واقعا اشک می ریزند.... صحنه بسیار زیبا و بیاد ماندنی است ... و این نشان می دهد که خیلی ها به محتوی این آهنگ هم دقت می کنند....

حالا برق وصل شده است...اما همه دست می زنند و می خوانند....

مرد دوستاشتنی....مرد محبوب بیست و چند میلیونی ... جناب آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق کشور مان است...درست است خودش است.... ولی سخنانش را که برای مراسم ضبط کرده اند را پخش می کنند.... و برای حضار به صورت غیابی غزلیات حافظ می خواند... همین برای دوستان حاضر در سالن کافی بود تا با دستهایشان بگویند هنوز او را دوست دارند...

حالا نوبت همه ی دست اندکاران ٬ اسپانسرها و حامیان چلچراغ است که بر روی سن بروند و از حاضرین تشکر کنند...دیگر برویم بهتر است چون به شلوغی در خروجی بر نخوریم...

همه کارت دعوتشان را به یادگار به همراهشان می بردند و من هم همین کار را انجام دادم و همه (چه آنهایی که توانستند وارد شوند و چه آنهایی که نتوانستند )‌ زمانی که این کارت را باز می کنند به این نکته پی برده اند...

و آن هم نام پرشین بلاگ است که به عنوان اسپانسر می درخشد...!

جای همه ی دوستان خالی بود....

شب چله‌ی سال گذشته‌ با عنوان «شب مردي با عباي شكلاتي» با حضور سيدمحمد خاتمي براي تجليل از او برگزار شد.