چرا وبلاگ ها محبوبند؟

«آه خدايا چقدر تنها هستم.» اين اولين جمله اى بود كه من را به دنياى وبلاگ ها و وبلاگ نويسى برد. آن زمان تصور درستى از وبلاگ نداشتم و وبلاگ را جايى براى ناليدن مى دانستم. اكنون چه؟ آيا تصور من اشتباه بود؟ اگر تصور من اشتباه بوده است، پس اصولاً وبلاگ چيست؟ با آنكه به عنوان يك دانشجوى مهندسى توقع بيشترى از من مى رفت اما در كل تصور من اشتباه نبود. البته همه آن چيزى هم نبود كه امروزه از وبلاگ متصور هستم.

اكنون برداشت من از وبلاگ اينگونه است: مجموعه اى از مطالب (متن، تصوير و...) كه در بازه هاى منظم و يا نامنظم زمانى منتشر مى شود و معمولاً آخرين مطلب بالاتر از مطالب قبلى قرار مى گيرد. جين پرون (Jane Perrone)، وبلاگ را of the «log» «Web» تعريف كرده است. جايى كه مولف به سايت ها و صفحات پرمحتوا و مفيدى كه مى بيند، لينك مى دهد. جان بارگر (Jorn Barger) در سال ۱۹۹۷ واژه وبلاگ را به همين منظور به كار برد و مطرح كرد. پرون به قرار گرفتن آخرين مطلب بالاتر از مطالب قبلى نيز اشاره مى كند.

با اين تعاريف وبلاگ ها ديگر محدوديت موضوعى ندارند و مولف (بلاگر) مى تواند از هرچه كه دوست دارد، بنويسد و با هر لحن و هر ادبياتى كه خود مى پسندد. يك استاد دانشگاه از تجربه هاى حرفه اى اش مى نويسد، يك روزنامه نگار گزارش هاى خود را منتشر مى كند، يك نوجوان از تيم فوتبال محبوبش مى نويسد و...

وبلاگ ها را سه دسته مى دانند: ثبت وقايع روزانه (Journal Weblog)، مجموعه اى از لينك ها (Link Weblog) و وبلاگ هاى OP-ED. در وبلاگ هاى روزانه، بلاگر از تجربه هاى روزانه، هفتگى و ماهانه خود مى نويسد. در وبلاگ هاى نوع دوم، بلاگر به سايت ها و صفحات ديگر وب كه در گشت و گذارهاى وبى خود مى بيند، لينك مى دهد. نوع سوم وبلاگ هايى هستند كه بلاگر در قالب مقالات و نوشته هاى منسجم به بيان افكار و عقايد شخصى خود مى پردازد (OPposite to the EDitorial).

اما چرا وبلاگ ها محبوب شدند؟ مهم ترين دليل محبوبيت وبلاگ ها اين است كه مولف فارغ از پيچيدگى هاى فنى داشتن يك سايت، به سادگى نوشته هاى خود را منتشر مى كند. هرچند كه پيشرفت هاى بسيارى براى طراحى سايت ها شده اما واقعيت آن است كه طراحى سايت هنوز هم براى اغلب مردم پيچيده است. با استفاده از سيستم هاى وبلاگ موجود كه سيستم هايى حرفه اى براى مديريت محتوا هستند، داشتن وبلاگ همانند ارسال و دريافت نامه هاى الكترونيك ساده شده است: مطلبى نوشته مى شود و دكمه اى فشرده. بقيه كارها توسط سيستم مديريت محتوا انجام مى شود و نيازى به دانستن آن نيز نيست.

با نگاهى به گزارش موسسه تحقيقاتى فارستر دلايل محبوب شدن وبلاگ ها نزد كاربران وب به خوبى روشن مى شود. در پاسخ به اين سئوال آن موسسه كه «دليل مراجعه مجدد شما به يك سايت چيست؟» كاربران اين چهار دليل عمده را به ترتيب عنوان كردند: محتواى مناسب، قابل استفاده بودن، سرعت مناسب بارگذارى صفحات و به روزرسانى مرتب.

خوانندگان چه مدت در هر وبلاگ مى مانند؟ تصور شما از خوانندگان وبلاگتان چيست؟ آيا آنها تمام نوشته هاى شما را مى خوانند؟ طبق مطالعه اى كه Darren Rowse بر روى ۳۵۰ وبلاگ انجام داده است هر خواننده به طور متوسط ۹۶ ثانيه در يك بلاگ مى ماند. نتايج ديگر اين مطالعه كه در http://www.livingroom.org.au/blog منتشر شده است عبارتند از: ۱- اين زمان تقريباً ارتباطى به تعداد بينندگان وبلاگ ندارد و به جز درصد كوچكى از وبلاگ هاى پربيننده در اين مطالعه، در بقيه وبلاگ ها زمان متوسط نزديك همان ۹۶ ثانيه بوده است.۲- در وبلاگ هايى كه امكان يادداشت گذاشتن توسط خوانندگان وجود دارد، زمان متوسط از ساير وبلاگ ها بيشتر است.

هر چند كه اين مطالعه غيررسمى در اواخر سال ۲۰۰۳ انجام شده است اما به نظر مى رسد رفتار خوانندگان وبلاگ ها در حال حاضر نيز چندان تغيير نكرده باشد. در حالى كه دارنده وبلاگ تمام سعى خود را در نوشتن مى كند و انتظار دارد خوانندگان مدت زمان بيشترى در وبلاگش بمانند اما همان نوشته ها در مدت زمان كوتاهى تندخوانى مى شود. با روى آوردن وبلاگ ها به كسب درآمد طبيعتاً اين رفتار خوانندگان طبق مذاق دارنده وبلاگ ها نيست زيرا هر چه خواننده بيشتر در وبلاگ بماند شانس كليك خوردن تبليغ ها بيشتر مى شود. جالب است بدانيد وبلاگى كه اين مطالعه را انجام داده است در روز به طور متوسط ۱۵۰۰ نمايش صفحه و ۹۳۰ بازديد دارد كه خوانندگان ۸۲ ثانيه به طور متوسط در آن زمان سپرى مى كنند. اما معناى اين آمارها چيست؟ اگر وبلاگى داريد و تاكنون به رفتار خوانندگان خود توجه نمى كرديد، بهتر است بدانيد به طور متوسط افراد ۲۰۰ كلمه در دقيقه مى خوانند (ركورد ثبت شده ۱۳۴۷ كلمه در دقيقه است). حال اگر ۹۶ ثانيه را در خاطر داشته باشيد شما بايد در هر نوشته به طور متوسط ۳۲۰ كلمه داشته باشيد. بنابراين براى آنكه مطمئن شويد كه خوانندگان دقيقاً آنچه را كه مى گوييد متوجه مى شوند، ساده و كوتاه بنويسيد.

اگر ايده هاى بسيارى داريد در هر نوشته تنها يكى را مطرح كنيد. فراموش نكنيد كه شما نوشته هاى ديگرى نيز خواهيد داشت. بسيار اتفاق افتاده است كه از دوستان پرسيده ام آيا آخرين مطلب من را خوانده اند و آنها در كمال تعجب من گفته اند: بله وبلاگ ات را ديدم. آخرين مطلبت را چون طولانى بود، نخواندم.اگر نوشته هايى طولانى داريد بهتر است ابتدا اصل قضيه را در خلاصه اى بياوريد و خوانندگان را براى مطالعه بيشتر به نوشته طولانى هدايت كنيد. همين طور مى توانيد آن را در چند نوشته مختلف و به مرور منتشر كنيد.