سلام به همه دوستان پرشینی عزیز خودم

روز یکشنبه من و خواهرم به سمت محل قرار همیشگی یعنی همون ساختمان گلدیس راه افتادیم ، هدیه زمانی هم تماسید و گفت من در مترو شهید بهشتی منتظرتونم ، فرناز هم گفت که با آقای کوشنده در راه هستند و آزاده ویوارا هم در نمایشگاه هست و در غرفه دو هفته نامه موفقیت همدیگرو می بینیم .وقتی رسیدیم دیدیم که بله هدیه خانم منتظر هستند و سه نفری راه افتادیم .جلوی گلدیس رسیدیم و دیدیم هیچ کس نیومده و شروع کردیم به تماس گرفتن با بچه ها که کجا هستند ؟سوالاز قضا دوستان عزیز یا گوشی رو بر نداشتن ، یا گفتن نمیایم ، یا اینکه خودمونو می رسونیم ! که هیچ کدوم هم آخر سر نیومدن ناراحتما تا ۴.٣٠ هم ایستادیم ، وقتی دیدیم کسی نیومد بالاخره به سمت نمایشگاه رفتیم .در جلوی شبستان آقای افشین قطبی رو دیدیم و منم جو گیر شدم و باهاش عکس انداختم عینکولی عجب مرد خوش برخوردیه .در ادامه رفتیم قسمت مجلات هنری و کلی مجله و ... گرفتیم ، در غرفه هفته نامه فرهنگی - هنری هنرمند کلی تریپ آشنایی با سیامک ساسانیان زدیم و محسن نوع پرور(مدیر رایانه و انفورماتیک) گفتن نیومده ( البته خودم میدونستم که نمیاد زبان)اونجا بود که یکدفعه شنیدیم صدای صلوات میاد ، از بالا که پایین رو دیدیم ، فهمیدیم که پسر آقای شهید بهشتی اومده بودن بازدید از نمایشگاه .به قسمت مجلات ورزشی رفتیم و بعد اومدیم پایین و از روزنامه ها دیدن کردیم .حالا این وسط ملت ریختن به شعار دادن و خلاصه نیروی انتظامی ریخت و آخر سر اگر اشتباه نکنم با گاز اشک آور مردم رو متفرق کردن ! عینکدر حال بازدید بودم که آقای کد خدایی رو هم با همراهاشون دیدم .دوتا از کشتی گیران رو هم دیدیم و کلی سلام و علیک اما من اصلا اسماشون یادم نمیومد ، هنوزم که هنوزه یادم نیومده (اثر زایگارنیک مغزم نمیدونم چرا کار نمیکنه ؟)خندهدیگه راه افتادیم به سمت غرفه موفقیت ، اونجا بود که خانم هله پتگر و خانم معتکف رو دیدیم و کلی باهاشون صحبت کردیم درباره اینکه مجله موفقیت خیلی روحیه به ما میده و اعتماد به نفس آدمها رو بالا میبره نیشخندفال موفقیت رو هم گرفتیم و برای من خیلی هشدار دهنده بود !ابروهمون موقع آقای کوشنده تماس گرفتن و من هم گفتم که ما غرفه موفقیت هستیم .که منتظر شدیم و بالاخره فرنازی و آقای کوشنده و آزاده ویوارا اومدن . لبخندبعد از دیدن همدیگه ، ما قصد رفتن کردیم و راه افتادیم به سمت درب خروجی ، که در راه آقای قاسم افشار رو هم دیدیم و ایشون هم خیلی گرم احوالپرسی کردن ، نریمان هم اومده بود اما ما موفق نشدیم که ببینیمش چشمکما هم از نمایشگاه امسال مطبوعات خداحافظی کردیم و به منزل برگشتیم .

.......................................................................................

پ.ن 1 : نمایشگاه خوبی بود .

پ.ن2 : جای کسانی که نیومدن خالی بود .

پ.ن 3 : ایشاا... قرارهای آینده وبلاگی شما رو هم ببینیم .

پ.ن 4 : عکس از نمایشگاه در وبلاگ هفته نامه فرهنگی _ هنری هنرمند

                                                                           نگار _ آبان 88

لینک مطلب از وبلاگ نگار نیک نفس