((به نام خالق لحظه های زندگی))

سلام به همه ی دوستان عزیز

در ابتدای صحبت تولد بهترین سرویس وبلاگ فارسی رو به همه دوستان.. به خصوص مدیریت محترم جناب آقای دکتر مهدی بوتورابی تبریک عرض می کنم و آرزوی می کنم هماننده 4سل قبل پرشین بلاگ همیشه در سالم و تندرست باشه؛ خیلی دوست داشتم چند خطی در باره پرشین بلاگ بنویسم و خوب کجا بهتر از اینجا.

پرشین بلاگ برای من همانند چاهی بود که تمام بغض ها... اشک ها و گاهی خنده هایم را با او قسمت می کردم، پرشین بلاگ برایم خاطراتی را زنده می کند  که هیچگاه فراموش نخواهم کرد.

پرشین بلاگ تنها مکانی بود که در زمان فوت مادرم مرا دلداری می داد، هیچ وقت آن پستی که برای فوت مادرم نوشتم را فراموش نمی کنم.

و در یک کلام:

پدر خوبم خیلی دوستت دارم، آروز می کنم همانند اسمت پایدار باشی

****

این هفته مصاحبه رو با یکی از جنجالی ترین وبلاگ ها که به خاطر یکی از نوشته هاش خیلی مورد سوال قرار گرفت انجام دادم.

وبلاگ کلاشینکف دیجیتال kleash.persianblog              

این وبلاگ و نویسنده اش خیلی ومتفاوتن...حالا مصاحبه رو بخونین میفهمین.

سلام خدمت جناب آقای بهمن هدایتی عزیز

- مطمئنم خیلی ها دوست دارن یه بیوگرافی از شما بدونن، خودتون رو معرفی کنین!

بهمن هدایتی هستم، متولد 1359 ، ساکن تهران، اینقدرها هم مهم نیستم که بخوام بیوگرافی کاملتری بگم!

من دانشجو-خبرنگار هستم ولی مثل ترانه، پانزده سال ندارم!

- عجب!! از کی با بابای 4ساله آشنا شدین؟

فکر می کنم یکی از قدیمی های پرشین بلاگ باشم، من اسفند 81 وبلاگ نویسی رو با پرشین بلاگ شروع کردم، تقریبا از آغاز تاسیس این سایت مهربون!

 

 - باره اول که اومدم تو وبلاگتون این سوال خیلی ذهنم رو مشغول کرد!! چرا کلاشینکف دیجیتال؟؟

اما اینکه چرا اسم وبلاگم را کلاشینکف دیجیتال گذاشتم، راستش اینه که   خیلی اتفاقی بود، حقیقت اش اینه که یک انجمن پندار بود(فروم) و ما ( یعنی من و بوقی و دیگران) اونجا مطلب می نوشتیم و توی سر و کله هم می زدیم، اسم کلاش رو از اونجا انتخاب کردم ، قصه اش هم اینجوری بود که  وقتی اولین بار که به انجمن پندار رفتم، باید خودمو با یه اسم به دیگران معرفی می کردم، چون به دلایلی نمی خواستم با اسم خودم بنویسم، نگاهی به دور و اطرافم کردم و یهو چشمم به یک اسلحه کلاشینکف اسباب بازی افتاد که برای خوشگلی و ابهت!  اتاقم به دیوار آویزون کرده بودم، این شد که اسم کلاشینکف را انتخاب کردم، یه نکته جالب اینکه کلاشینکف را من در پرشین بلاگ ثبت نکردم، بلکه یکی از دوستان همان انجمن پندار ، برای اینکه منو تشویق کرده باشه، این وبلاگ را ثبت کرد و پسوردش را برایم فرستاد و اینطوری شد که من معتاد شدم!

- داره کم کم جال میشه!!! اما اصلا به ظاهرتون نمیخوره اینقدر شوخ طبع باشین، اما ظاهر آدما خیلی با باطنشون فرق داره... خوب هدفتون از نوشتن چیه؟ چرا مینویسین؟

اما دلیل نوشتن: من قبل از اینکه پرشین بلاگ بهم خونه اجاره بده!  و وبلاگ دار بشم، دوربین دیجیتال داشتم، تقریبا از بهمن 81، به همین خاطر عکس زیاد می گرفتم ، ولی حس می کردم که عکس یه چیزی کم داره، نوشته هم به تنهایی همینطور، نمی تونم بگم که کلاشینکف دیجیتال، یک فتووبلاگ است، ولی فکر می کنم یه تلفیقی از نوشته + عکس ، سیاست + مذهب و طنز است که تقریبا قالب جدیدی است و تقریبا مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفته است.

- یه سوال خیلی مهم!!! عکسای وبلاگتون همه ماله خودتونه؟؟؟

تقریبا اکثر عکسهای وبلاگ، مال خودم است به خصوص اون جنجالی هاش، مثل زن بی حجاب یا عمل عشقولانه ! به نظرم عکاسی خیلی شبیه شکار است، هرچقدر عکس ، شکاری تر و کلاشینکفی تر باشه، جذاب تره ، اینه که من معمولا به دنبال این جور عکس گرفتن هستم، سوژه و موقعیت شکاری بودن خیلی برام مهمتره، من جدا فکر می کنم، باید بلاگرها، عکاس هم باشند، نوشتن و عکس گرفتن یک راه خوب برای مستند سازی واقعیات جامعه است، کاری که فکر می کنم بر عهده بلاگرها باشد.

- حالا میرسیم به پاچخواری!!! نظرتون درمورد پرشین بلاگ چیه؟

پرشین بلاگ مثل خونه مادربزرگه می مونه! و هزار تا قصه داره، ولی از شوخی گذشته به نظرم  داره به سمت خوب شدن و حرفه ای عمل کردن پیش می ره و دارد گوی سبقت را از رقبا می گیره ،  ابتکار پرشین بلاگ در وبلاگ نویسی با اس.ام.اس خیلی جالب بود و من یه بار از توی یه کلاس خسته کننده با موبایل، کلاش رو به روز کردم که خیلی چسبید! فکر می کنم اگر پرشین بلاگ سیستم rss رو فعال کنه و یک هاست مجانی برای اعضایش برای آپلود عکس تامین کنه، خیلی بهتر بشه.

نکته: این مصاحبه قبل از راه اندازی سیستم RSS انجام شده است.

- و کلام آخر!!!

 پرشین بلاگ می تونه واقعا پایه محکمی برای حفظ زبان و فرهنگ  فارسی در عرصه اینترنت باشه، چیزی که الان کمتر بهش توجه می شه و متولی خاصی ندارد.پرشین بلاگ می تونه با حرکت به سمت باشگاه شدن، روند وبلاگ نویسی در ایران رو خیلی جلو بندازه و تقویت کنه.اگر این سلول های کوچک ولی موثر جامعه ، مثل یک خانواده بشن و در خونه مادربزرگه (همون پرشین بلاگ! ) جمع بشن، خیلی می تونن بهتر کار کنند!

- درگوشی!!!

1- پدیده جالبی که امروز باهاش مواجه هستم اینه که تقریبا صددرصد روابط و دوستی هایم کاملا دیجیتالی است و با همه دوستانم در محیط نت آشنا شدم ، خوبیه نت اینه که شما از طریق نوشته های ادمها با اونها اشنا می شید و این خیلی به شما قدرت انتخاب می دهد، نوشتن در محیط نت، لذت بخش است. فکر می کنم دوتا چیز بخش عمده ای هویت منو تشکیل می دن، یکی مسنجر، یکی هم وبلاگ! خدایا اینها را از ما مگیر!

2-  بلاگر قبل از اینکه اصلاح طلب یا اصولگرا و حزبی و سیاسی و ..باشد، باید نماینده واقعی خودشان به عنوان بخشی از جامعه باشند ، بلاگر در درجه اول  باید خودش باشد، یک دانشجو، یک خبرنگار، یک کارمند، یک پلیس، یک معلم، یک راننده و ...یک سلول کوچک رسانه ای در جامعه که نبض جامعه را نشان بدهد.وبلاگها ، آرشیو واقعی از روحیات فردی و اجتماعی یک ملت هستند و یک تاریخ کوچک ولی غنی.

خوب آقای هدایتی فکر کنم خواننده ها دیگه صداشون در بیاد، واسه این بار فکر کنم کافی باشه..

خیلی خیلی ممنون که وقتتون رو برای مصاحبه ما گذاشتید، امیدوارم در عرصه وبلاگ نویسی مثه سابق موفق و پایدار باشید.

راستی حتما نظرات خودتون رو در مورد مصاحبه با وبلاگ نويسان بگيد.

آيا طرح خوبه؟ و چه سوال هايی دوست داريد پرسيده بشه؟

ممنون از همتون

هفته ی آینده با یک وبلاگ متنتخب در جشن تولد پرشین بلاگ مصاحبه می کنم، حتما سر بزنید.

فعلا همتون رو به خدا می سپارم.

یا علی

خدانگهدار