ديروز برای من که در جمع عده ای از دوستان وبلاگی بودم و می تونستم بچه ها را از نزديک ببينم ، خيلی روز خوب و به ياد موندنی بود . خيلی بهم خوش گذشت .

پنج شنبه ساعت ۱۲ تا ۳ بعداز ظهر عده ای از وبلاگ نويسان عزيز به خونه خودشون اومدن . يه مهمونی صميمانه و بی ريا .

ساعت نزديک ۱۲ ظهر بود که يکی يکی بچه ها پيداشون شد . دقيقا به همون اندازه ای که صندلی بود . خيلی جالب بود . بيست نفری می شديم .

لحظه ها رو با تو بودن


پسری با کفشهای کتانی


پينکی


شکلات


ماه پيشونی


ای کاش عشق را زبان سخن بود


اکرنه


وبلاگ خود خودم


کشکول جوانی


سبزی فروش


پارميدا کوچولو


موتوا قبل ان تموتوا


زنگوله


فنز      
  


گروههای پرشين بلاگ

تا صبح
و ...

در ابتدای اين جلسه آقای مصطفی رحماندوست شاعر توانای کودک و نوجوان صحبتهايی ايراد کرد که چون من دنبال کارای هماهنگی بودم در جريان صحبتهاشون قرار نگرفتم .

سپس دکتر بوترابی ضمن عرض خيرمقدم به وبلاگ نويسان ، صحبت هايی در مورد وبلاگ و وبلاگ نويس بيان داشتند که مورد توجه ميهمانان ميزبان قرار گرفت .

برنامه بعدی معرفی وبلاگ نويسا بود . يکی يکی بچه ها خودشون و وبلاگشون را معرفی کردن و کمی از وبلاگهاشون گفتند . شوخی های بچه ها با هم در هنگام معرفی وبلاگها درنوع خود جالب توجه بود .

سروش اسدزاده (مدير فنی ) به عنوان ليدر تور قرار شد تا بچه ها را برای بازديد از نحوه کار شرکت ببره و جای جای شرکت را به اونا نشون بده .

برنامه بعدی که بسيار مورد استقبال قرار گرفت برنامه صرف ناهار بود . پيتزا با نوشابه . بچه ها سر ميز ناهار هم دست از شيطنت و شوخی بر نمی داشتن .

بعد از ناهار نوبت دکتر بوترابی بود که با تشريح برنامه های آينده پرشين بلاگ ، به دوستان وبلاگ نويس خودش اميدهای زيادی را بدهد .

جلسه پرسش و پاسخ هم يکی از برنامه های ديروز بود که با حضور دکتر بوترابی و سروش اسدزاده و خانم سينکی و آقای دانش و آقای شرفی برگزار شد .

اخرين برنامه جلسه هم گرفتن عکس يادگاری بود .

گزارش کامل جلسه را بايد دوستان وبلاگ نويسی که شرکت کردند بنويسند که من لينک اونا را در همين جا خواهم گذاشت .

گزارش ديدار از زبان وبلاگ نويسان عزيز:

محمد با کفشهای کتانی

محمد لحظه ها رو با تو بودن