خبر تولیدی :این گفتار حاصل گفتگوی خبرنگار اندونزیایی جاواپست با کامی"مالکی تقلیدگر گروه مدرن تاکینگ است که در ایران زندگی می کنند. کامی"گفتند.. 

آقای کامی‌، چه عاملی باعث شد شما جذب «مدرن تاکینگ» شوید و کارها‌ی توماس اندرس را بازخوانی‌ کنید؟

«چندین سال پیش در لندن با این گروه آشنا شدم. روزی آهنگی از خواننده محبوبم، فرانک سیناترا را شنیدم. وقتی آهنگ تمام شد، مجری خواننده ای را معرفی کرد. خواننده  آهنگ You are my heart, you’re my soul را اجرا کرد. بلافاصله به ‌مادرم گفتم چقدر صدا و ‌آهنگش زیبا بود.

 مدتی بعد در فروشگاه معروفی در لندن  به نام  هاروتس"دوباره همان آهنگ را شنیدم. ایستادم، گوش‌ کردم و سعی ‌کردم با خودم زمزمه کنم. بعد از پنج ماه، در ایران، سراغ کاست‌ها‌ی جدید موسیقی را از یکی اقوام  گرفتم. او چند گروه و خواننده را نام برد. که گروه مدرن تاکینگ هم جزو آن‌ها‌ بود که آلبومش با همان آهنگ به ایران رسیده ‌بود. آن را کپی کردم و  همان روز سعی کردم آن را بازخوانی کنم.»

 

چطور متوجه شدید صدای شما به توماس اندرس می‌‌خورد؟

«صدای من نسبتا زیر است. وقتی این آهنگ را تقلید می‌‌کردم، دوستانی که گوش می دادند با تاکید می‌‌گفتند که صدایم خیلی شبیه به توماس اندرس است. »

 از چه زمانی متوجه شدید صدای خوبی دارید و می‌توانید بخوانید؟

از کودکی از 4و5 سالگی که برای خودم زمزمه می‌کردم، متوجه شدم که می توانم بخوانم، تا  سن 15-16 سالگی که صدایم پخته‌تر شده بود. »

کار گروه مدرن تاکینگ را به طور رسمی از چه سالی شروع کردید و متوجه شدید که صدای شما به خواننده اصلی توماس اندرس نزدیک است؟

«دقیقاً از سال 1984، یعنی 29 سال است که این کار را انجام می‌دهم.»

کار دیگری هم دارید؟

«بله کمی کار مصاحبه‌ هم  می‌گیرم.»

چه نوع مصاحبه‌ای؟

با هنرمندان ایرانی خارج و داخل کشورمان، خوانندگان ایرانی دکلمه‌گران، مصاحبه می‌کنم و برای انتشار در روزنامه ها و مجلات ایرانی در اروپا و آمریکا می‌فرستم.»

23-24 سال پیش که برای ضبط آهنگ‌ها‌یتان می‌رفتید، آیا قبل از آن تمرین صدا می‌کردید یا آمادگی داشتید؟

«بله قبل از ضبط هر آهنگ را از روی متن آن چندین بار می‌خواندم و بعد برای ضبط کردن آماده می‌شدم.ناگفته نماند که شاید اوایل یا اواسط یا حتی کمی به پایان آهنگ مانده صدایم خراب می‌شد که باید قطع می‌کردیم و از اول می‌خواندم. این برای خوانندگان حرفه‌ای هم پیش می‌آید و همه این مشکل را دارند که هنگام ضبط در استودیو اول باید تمرین کنند، بعد شروع به ضبط کنند. شاید بعضی وقت‌ها‌ یک روز از صبح تا شب طول می‌کشید که یک آهنگ را درست بخوانم.اگر هم نمی‌شد، به روزها‌ی بعد موکول می‌شد.»

اولین باری که این گروه در سال 1987 از همدیگر جدا شدند، شما چه حسی داشتید؟

«مانند یک انفجار در من بود. بسیار ناراحت و غمگین شدم که گروهی به این موفقی با یکدیگر اختلاف پیدا کرده‌اند. ولی یک بار دیگر بعد از 12-13 سال در سال 1998 باز در یک گروه جمع شدند و در سال 2003 برای همیشه از یکدیگر جدا شدند. از سال 2003 تا 2011 توماس اندرس تکی می‌خواند. در سال 2011 با شخصی به نام فرانک روگ. آشنا شد و آهنگی به نام جی گلو را با او ‌خواند.»

آیا تا به حال فکر کرده اید که خودتان از کارها‌ی جدیدی که آهنگ سازان می‌سازند استفاده کنید و از کارها‌ی دیگران تقلید نکنید؟

«بله پیش آمده. ولی باید امکانات مالی خوبی داشته باشید که بتوانید از کارها‌ی خودتان بخوانید. چون این طور کارها‌ نه تنها‌ در ایران، بلکه در تمامی کشورها‌ی اروپا و آمریکا سرمایه زیادی می‌خواهد. »

آیا تا به حال درکشور دیگری اجرا داشته‌ا‌ید؟

«خیر! اما در سال 1986 من از همین‌جا، درتهران، در مسابقه‌ا‌ی شرکت کردم که تعداد زیادی خوانندگان تقلیدگر از کشورها‌ی دیگر درآن شرکت کرده‌ بودند. این مسابقه در آلمان برگزار می‌‌شود. من جزو 5  کشور برنده شدم و از طرف سفارت آلمان در روزنامه«تهران تایمز» در ایران از من تقدیر شد. به‌علاوه در نشریات«براوو» و «پاپ کورن»آلمان نیز به برنده شدن من اشاره کردند.»

 

 این روزنامه و مجله‌ا‌ی که نام بردید، موجود است؟ شما نسخه‌ای از آن را دارید؟

فکر می‌کنم موجود باشد. من در همان سال‌ها‌ی1989و 1988 که چاپ شده بود، دیدم. اصل آن را یکی از دوستانم  برای کپی کردن از من گرفت، ولی دیگر برایم نیاورد. آن دوستم درحال حاضر 21 سال است که در یکی شهرها‌ی آمریکاست و من هرگز او را پیدا نکردم تا از او بپرسم آن صفحه‌ها‌ی مجله را که مربوط به من است چه کار کرده. در همان روزها‌ خودم از روی آن‌ها‌ فتوکپی سیاه و سفید گرفتم که آن‌ها‌ موجود است... و از آن فتوکپی می توانم اسکن کنم.»

شما به استودیو اشاره کردید. کمی در باره آن توضیح دهید؟ آیا در استودیو‌ها‌یی که گفتید می‌روید، کار خاصی انجام می‌دهید؟

« بله به چندین استودیو می‌روم و همان آهنگ‌ها‌یم را که روی نوار کاست است، به روی سی دی می‌آورم.»

 پس در حال حاضر در استودیو فقط به همین کار مشغول هستید؟

بله.

آیا خودتان از دستگاهای موسیقی چیزی می‌نوازید؟

«خیر، فقط برای درست کردن آهنگ‌ها‌یم به آن‌جا می‌روم و البته می‌توانم کسانی را که برای تمرین یا تست صدا به استودیو می‌آیند ببینم و درباره صدایشان نظر بدهم. ناگفته نماند که متأسفانه بسیاری از کسانی که برای ضبط به استودیو ها می‌آیند، صداها‌ی خراب و گرفته دارند و راحت نمی‌توانند بخوانند. البته هر کس که پول دارد زود می‌خواهد یک آلبوم پر کند و خیال می‌کند که خواننده معروفی می‌شود. در حال حاضر در تمام دنیا به همین صورت است.

در حال حاضر تصمیم به ضبط کاری ندارید؟ 

«اگر صدایم اجازه دهد، حنجره‌ام ناراحت نباشد، حتماً این کار را خواهم کرد.»

صدای کدام یک از خوانندگان قدیمی خارجی را دوست دارید؟

«من از  ‌خولیو اگلیسیاس- باربارا استرایسن ـ فرانک سیناترا ـ شرلی بیسی ـ نات کینگ کول-ویدنی هوستون-  د یمِس روسس-‌تام جنز – آبا – بیجیز –و بانی اِم" خوشم می آید.»

نظر شما در رابطه با صدای خوانندگان خارجی جدید به غیر از آن‌هایی‌ که نام بردید،چیست؟

 نمی توانم هیچ نظری در رابطه با خوانندگان جدید بدهم.البته از  نظر  من که سوال کردید این اسمهایی را که نام  می برم  چند تا از خوانندگانی هستند که حتی از روی حرف زدن هم  می‌توانند صدای طرف را تشخیص دهند که روی چه گامی است.»

از زندگی خصوصی خواننده‌ای که کارش را انجام می دهید، یعنی توماس اندرس، چیزی می‌دانید؟

بله تا حدی می‌دانم.

کمی توضیح دهید.

"شروع کارش قبل از این که مدرن تاکینتگ به وجود بیاید، در سال ۱۹۸۴  در گروه «مدرن جیسپراچ» بود. در آن گروه با نام برند ویدونگ اِشْتوندن بود و بعد نام خود را به « توماس اندرس» تغییر داد و «مدرن جسپراچ» با نام جدید«مدرن تاکینگ» شروع به کار کرد. مدرن تاکینگ با اولین آلبوم خود به نام «تو در قلب منی تو در وجود منی» در عرصه موسیقی اروپا غوغایی به پا کرد و به عنوان بهترین گروه موسیقی اروپا انتخاب شد.در سال ۱۹۸۵ این گروه با دومین آلبوم خود یعنی «بانوی قشنگ و نازنین» هزاران طرفدار  را در اروپا و آسیا پیدا کرد .  در همین حین « توماس اندرس » با « نورا ایزابلا»ازدواج کرد.

بعد از اجرای آلبوم «برادر لویی» در سال ۱۹۸۶ مدرن تاکینگ جایزه طلایی موسیقی انگلستان و کانادا را دریافت کرد. این همه همکاری و موفقیت گروه به خاطر دخالت‌ها‌ی «نورا ایزابلا» کم‌رنگ شد. 

 آن‌ها‌ در سال ۱۹۸۷ دو آلبوم اجرا کردند و از هم جدا شدند. موفقیت شگفت‌انگیز آن‌ها‌ باعث شد که به عنوان گروه جاودان موسیقی آلمان لقب بگیرند .  بعد از جدایی، «توماس اندرس» با تغییر رویه در کار خود به تنها‌یی در ایالات متحده به فعالیت پرداخت و«دیتر بوهلن» با آهنگ سازی به کار خود ادامه داد. 

در مارس ۱۹۹۸ معجزه‌ای که طرفداران مادرن تاکینگ در انتظار آن بودند به وقوع پیوست ٬«دیتر بوهلن و توماس اندرس» به هم ملحق شدند و هفتمین آلبوم خود را با نام « بازگشت برای همیشه» اجرا کردند و دوباره کامیابی‌ها‌ی گشته را باز یافتند و این بار هم با اقبال عمومی‌‌شگرفی مواجه شدند.  در سال ۱۹۹۹ آلبوم دیگری به نام «تو تنها‌ نیستی» اجرا کردند و جایزه موسیقی کانز آلمان را به خاطر بیشترین فروش کسب کردند.»

 آیا علاقه دارید با خوانندگان گروه مدرن تاکینگ دیتر بوهلن و توماس اندرس مصاحبه کنید؟ آیا هنوز با توماس اندرس تماس تلفنی دارید؟

« در رابطه با سوال اول شما حتما اگر روزی پیش بیاید و دسترسی داشته باشم، با کمال میل مصاحبه با این دو خواننده محبوبم انجام خواهم داد.و در رابطه با سوال دوم شما من از سال 1986 تا سال 1990 با توماس اندرس هر 3 ماه و نیم یک بار تماس تلفنی داشتم. ولی از سال 1990 دیگه هیچ تماسی با او نداشتم.»

 آیا در مهمانی‌ها‌ی فامیلی و دوستان آهنگی از گروه مدرن تاکینگ می‌خواندین؟

   بله زیاد.البته این مربوط به قدیم است هر  موقع که به اتفاق مادر و پدرم یک مراسمی می رفتیم، نوارها‌یم را که آهنگ‌ها‌ی مدرن تاکینگ بود، همراه خودم می بردم و با آن آهنگ‌ها‌ می‌خواندم. همین حالا هم گاهی وقتی به مهمانی می‌روم، مرتب می گویند بخوان. البته حالا از آهنگ‌ها‌ی ایرانی می‌خوانم.

برای آن دسته از کسانی که می‌خواهند  این راه را ادامه دهند، پیامی دارین؟بله انسان وقتی جلوی آینه بایستد و خودش را نگاه کند و به خودش دروغ نگوید، به دیگران هم دروغ نمی‌گوید. کسانی که می‌خواهند وارد این کار  شوند، در درجه اول باید صدای خوب داشته باشند.در درجه دوم صدای آن‌ها مختص به  خودشان باشد و از صدای شخص دیگری تقلید نکنند. متاسفانه همان طور که اشاره کردم، الان تمام صداها تقلید شده و باید ببینند که این استعداد در آن‌ها است یا نه. چون خیلی‌ها می‌آیند پول خرج می‌کنند یا حتی زندگی‌شان را روی این کار می‌گذارند، ولی به هیچ جا نمی‌رسند.نکته‌ دیگر این است که صدای یک هنرمند را مردم هستند که انتخاب می‌کنند.»

آیا پدر و مادر شما اهل موسیقی هستند آیا هیچ کدام صدا در ز مینه خواندن دارند؟

 خیر.

آیا از رنگ بخصوصی خوشتان می‌آید؟و از رنگی  بدتان می‌آید؟

«کامی"بله،من رنگ سفید-آبی-زرد و بنفش را دوست دارم و از رنگ مشکی و قرمز بدم  می‌آید.»

آیا در رابطه با خواندن و کار موسیقی و هنرتان خاطره‌ا‌ی دارید تا برای خوانندگان ما تعریف ‌کنید؟

« بهترین خاطره‌ من متعلق به روزی ا‌ست که در مسابقه در میان شرکت‌کنندگان پنج کشور برنده شدم. از تمام‌‌آن پنج کشور به من تبریک گفتند.خاطره بعدی که برایم فراموش‌نشدنی است، اوّلین تماس تلفنی من با توماس اندرس بود.درست در تاریخ  23/1/1987خیلی برایم لذت‌بخش بود. و آخرین خاطره‌ای که می توانم برای شما بگویم، مربوط به سال‌ها‌ی 1388 و 1389 است. من هر موقع که از در منزل بیرون می رفتم، دور و بر ما در خیابان شریعتی مدرسه زیاد بود و آن روز‌ها‌ اوج کارها‌ی من بود و اکثر بچه‌ها‌ی مدرسه مرا می‌شناختند. تا از دور مرا می دیدند، می‌گفتند مدرن تاکینگ آمد و تا برایشان نمی خواندم، نمی‌گذاشتند بروم. یک روز شاید هزار نفر دورم جمع شده بودند و وقتی که من می‌خواندم فقط سکوت بود و بعد همه دست می‌زدند.

 بعضی وقت‌ها‌ اگر وسط خواندنم کسی حرف می‌زد، بقیه به او می‌گفتند حرف نزن. فقط سرت پایین باشد و صدا را گوش کن ببین چقدر شبیه خواننده گروه مدرن تاکینگ توماس اندرس است. وقتی خواندنم تمام می شد، همه مرا می‌بوسیدند.   »                               

 تا این حد شما را می‌شناختند و شما و صدایتان را دوست داشتند؟       

« بله همین طور است. گاهی وقت ها‌ هم اگر مرا درب منزل هم می دیدند، همین برنامه بود و باید برایشان می خواندم. »                                       

 اگر درحال حاضر من یا کسی دیگری که شما را می‌شناسند بخواهند کمی بخوانید این کار را انجام می‌دهید؟                                                    

« اگر آمادگی داشته باشم، مثل همان سال ها،‌ البته که می‌خوانم. »