باشگاه هواداران پرشین بلاگ به اطلاع می رساند :
اولین جشنواره تخصصی وبلاگ نویسی در استان کردستان با محوریت
"برترین پست وبلاگی درباره شهر سنندج" ![]()
گروه کامپیوتری A.V.T در راستای معرفی استان کردستان و همزمان با ۵ سالگرد فعالیت رسمی خود در دنیای مجازی اقدام به برگزاری نخستین جشنواره تخصصی وبلاگ نویسی در سطح استان کردستان نموده است.
اهداف برگزاری این جشنواره :
۱. معرفی شهرهای استان کردستان در جهت افزایش و توسعه گردشگری
۲. ترویج فرهنگ وبلاگ نویسی در بین مردم استان کردستان
۳. ترویج وبلاگ نویسی گردشگری با محوریت شهرهای استان
۴. شناساندن قابلیت های گردشگری و اقتصادی استان کردستان
و .........
محوریت جشنواره :
اولین دوره از جشنواره تخصصی وبلاگ نویسی استان کردستان به معرفی شهر زیبای ستتدج اختصاص یافته است.
این جشنواره به ۳ زبان کوردی - فارسی - انگلیسی برگزار می شود که شما باید برترین پست وبلاگ خود را درباره شهر سنندج برای ما بفرستید
ثبت نام در جشنواره
جهت ثبت نام در جشنواره بر روی لینک زیر کلیک نمایید
جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ جشنواره تخصصی وبلاگ نویسی استان کردستان مراجعه نمایید .
سرویس وبلاگ پرشین بلاگ امکان جستجو در مطالب وبلاگ های این سرویس را با نمایش TagCloud در یکی از صفحات این سایت فعال کرد.
به گزارش فاوانیوز به نقل از پرشین وبلاگ، در این صفحه تمامی کلمات کلیدی استفاده شده توسط وبلاگ نویسان، نمایش داده میشود و تگ هایی که بیشتر استفاده شده اند، با سایز بزرگتری دیده می شوند. با کلیک روی هر تگ می توانید یادداشت هایی را که در مورد آن تگ نوشته شده اند مشاهده نمایید.
پرشین بلاگ اولین سرویس وبلاگ فارسی است که امکان دسته بندی مطالب وبلاگ را با استفاده از کلمات کلیدی (TAG) بر روی وبلاگ های این سرویس فعال کرده است. تگ، یکی از پارامترهای مهم در دسته بندی محتوای تولید شده بر روی اینترنت است و تمامی سرویس های مبتنی بر استانداردهای وب 2 از جمه سرویس های ولاگ نویسی بلاگر و وردپرس از سیستم تگ گذاری بر روی محتوای سرویس خود استفاده می کنند.
برای دیدن صفحه تگ های پرشین بلاگ به آدرس www.persianblog.ir/Tagcloud.aspx مراجعه نمایید.
آداب ِ معاشرت در دنیای واقعی
در دنیای واقعی بسیاری از رفتارها برای «ما» به عنوان «شهروندان جامعه» جا افتاده است. آنها را به عنوان یک «مجموعه رفتاری» پذیرفتهایم چرا که پذیرفتن آنها زندهگیمان را به عنوان عضوی از گروه راحتتر یا مطلوبتر میکند و ضرر چندانی هم ندارد ولی مخالفت کردن با آنها احتمالا دردسر زیادی ایجاد میکند و سود چندانی هم ندارد. مثال سادهاش هم این است: اگر فردی ناآشنا ولی با رفتاری دوستانه و مودبانه در خیابان به ما «سلام» کند و دستاش را به سوی ما دراز کند پاسخ سلاماش را میدهیم و دستش را خواهیم فشرد، چه برسد به همسایهها و هممحلهایها که احترامشان را همیشه نگاه میداریم و چه بسا گاه و بیگاه احوال خانواده یا کسب و کارشان را هم بپرسیم.
این افراد لزوما دوستان ما نیستند و کاری هم به زندهگی خصوصی ما ندارند. با این وجود ما داشتن رفتار دوستانه و مودبانه با آنها را مطلوب و تا حدی ضروری میدانیم؛ چرا که میخواهیم در کنار این افراد زندهگی کنیم و داشتن امنیت و آسایش روانی در محیط زندهگیمان را دوست داریم. این سلام و احوالپرسیهای چند دقیقهای و بیضرر به زندهگی شخصی و خصوصی ما آسیبی وارد نمیکند: کماکان افکار و ایدههای خودمان را داریم و با دوستان یا افرادی که تعلق خاطر داریم یا طرز فکر یا احساسشان را میپسندیم معاشرت میکنیم.
حسن ِ همجواری ِ مجازی
وبلاگ به عنوان بارزترین مصداق «رسانه اجتماعی» در ذات خود محیطی «اجتماعی» و «گروهی» است و این به معنی نداشتن حریم خصوصی یا روابط دوستانه و صمیمانه نیست. چرا که ایندو در تضاد با هم نیستند. اگر وبلاگستان را به جامعهای بزرگ تشبیه کنیم، زندهگی در این جامعه آداب و رسومی میطلبد. در چنین جامعهای به اقتباس از دنیای واقعی (شاید) رسم ادب ایجاب کند پارهای ملاحظات «بیضرر» ولی «مفید برای روحیه اجتماعی» را رعایت کنیم.
- اگر کسی به من ایمیل زد یا در وبلاگام کامنت گذاشت و پرسش یا موضوعی برای مطرح کردن داشت، پاسخاش را هر چند کوتاه میدهم، همانگونه که اگر در خیابان شخصی از من نشانی بپرسد، تا حد امکان راهنماییاش میکنم…
- اگر وبلاگ نویسی به من در وبلاگاش لینک داد و من از این قضیه با خبر شدم، به او در وبلاگ خودم لینک میدهم، همانگونه که اگر یک همسایه یا هممحلهای به من سلام کند به او سلام میکنم و احوالاش را میپرسم. فراموش نکنیم در دنیای مجازی لینک دادن به نوعی همان همسایه شدن است…
یک پارادوکس و یک راه حل
از یکسو میخواهیم دوستان و همفکران مجازی خود را دستچین کنیم و از سوی دیگر شاید بخواهیم آداب و معاشرت دنیای مجازی را رعایت کنیم و به هر شخصی که به ما لینک داده لینک بدهیم. به ظاهر شبیه یک تناقضنما یا پارادوکس میرسد!
راه حل شخصی من برای حل این معمای کوچک وبلاگی (میان حق شخصی به انتخاب دوستان وبلاگی و احترام به ماهیت گروهی یا اجتماعی وبلاگ) میانهروی است. وبلاگهایی را که دوست دارم در «محلههای نزدیک» قرار میدهم، وبلاگهایی که بیشتر جنبه تبادل لینک دارند را در «محلههای دور». به این ترتیب در سطح شبکهای ارتباط خودم را با «همسایههایم» تایید میکنم و در سطح مفهومی نیز بر سلایق و دوستانم تاکید میکنم. به عبارت دیگر :
با همسایهها «سلام و احوالپرسی» میکنم و با دوستانم «معاشرت».
خیلی دور، خیلی نزدیک
به دلایل واضح در دنیای مجازی آدمها از هم «خیلی دور» و به هم «خیلی نزدیک» هستند. از هم «خیلی دور» هستند چون غالبا هویت واقعی یکدیگر را نمیدانند و برخوردهایشان محدود به کیبرد و صفحه نمایش است که رنگ و بو یا «جاذبه وحشی غریزی» ندارد. اما آدمها در این دنیای مجازی به شیوهای اعجابآور به هم «نزدیکاند» چرا که «فاصلههای مکانی» به یک «لینک» یا «کلیک ساده ماوس» و «فاصلههای زمانی» به قابلیت بازخوانی حال و گذشته یکدیگر در لابهلای آرشیوهای دیجیتال اینترنت (همیشه قابل دسترس) تقلیل داده شده است.
به احترام این همه آدمهای «خیلی دور و خیلی نزدیک» و به خصوص همسایههای مجازیمان، در «لینک» دادن یا «سلام» کردن سهلگیرتر باشیم و به این ترتیب «شهر مجازی» نوظهورمان را به محیطی «دارای فرهنگ و همبستهگی اجتماعی بالا» تبدیل کنیم.




